تبليغاتX
kamran-news.blogfa.com

بریم سراغ سوژه های داغ وطنی امروز :

 

 

ای بابا مگه سرویس بهداشتی به منو ها اضافه شده جدیدا ؟!

 

 

امکانات پیشرفته شرکت x با اون همه ادعا !!  : (حیف که اسمش رو نمیشه برد !!)

 

 

 

جان؟!  چند بخشی ثبت شده این شرکت واحد !!!؟؟

 

 

 

ای بابا زیر 15 سال چی بلده؟!

بالام جان من میدونم  !!!

 

 

 

کم برید روی NERVE همدیگه موقع کنکور !!!

 

 

خب 3 مورد بی سوادی هم بد نیست ببینیم  :

 

 

 

از تلویزیون تاحالا سوژه به این باحالی دیده بودید  :

 

 

بی سوادی این بابا یه طرف

اون حوله ها اون پشت کیف و کفش فروشی قضیه اش چیه ؟!

 

+ نوشته شده توسط کامران در سه شنبه 16 مهر1387 و ساعت 18:42 |

آرزوهای یک زن

 

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد.

قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.

خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، ۱۰ برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!

خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی ندارد.

آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت ۱۰ برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیافتد و تو او را از دست دهی.

خانم گفت؛ مشکلی ندارد. چون من زیباترینم، کس دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.

بعد گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت ۱۰ برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.

خانم گفت؛ می خواهم به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم!

نکته اخلاقی: خانم ها خیلی باهوش هستند. پس باهاشون درگیر نشین.

قابل توجه خواننده های مونث؛ اینجا پایان این داستان بود. لطفاً صفحه را ببندید و برید حالشو ببرید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
مرد دچار حمله قلبی ۱۰ برابر خفیف تر از همسرش شد

+ نوشته شده توسط کامران در یکشنبه 14 مهر1387 و ساعت 21:44 |

 

بچه ها عکس رو تو کامپیوتر سیو کنید بعد ببینید

 

+ نوشته شده توسط کامران در یکشنبه 14 مهر1387 و ساعت 21:43 |

اظهارات تند محمد مايلی کهن عليه افشين قطبی و علي دايي

محمد مايلي‌كهن با انتقاد شديد از آنچه كه آن را جنگ قدرت، ثروت و شهرت خواند، نسبت به نتايج حاصله در دومين جلسه‌ي دادگاه تجديدنظر خود اعتراض كرد.

سرمربي اسبق تيم ملي فوتبال و پرسپوليس كه در پي شكايت علي دايي صبح روز سه‌شنبه در دادگاه تجديدنظر حضور يافته بود، در گفت‌وگو با ايسنا  ، نسبت به آنچه كه آن را جنگ قدرت، ثروت و شهرت شاكي پرونده‌ي خود خواند اعتراض كرد و گفت: من نمي‌دانم در اين مملكت چه اتفاقي افتاده است. زماني ديپلماسي پينگ‌پنگ بين چين و آمريكا اتفاق افتاد. نمي‌دانم حالا در مملكت ما نيز دارد ديپلماسي ورزشي اتفاق مي‌افتد يا نه؟! متاسفانه مي‌بينيم فردي كه ملتمسانه و عاشقانه به دنبال گرفتن امتياز شهروندي (سيتيزن شيپ) از آمريكاست، به خاطر او مسابقه‌ي رسمي تيم ملي كشور لغو مي‌شود كه ايشان بتوانند آخرين جلسه‌ي مصاحبه‌ي گرفتن امتياز شهروندي را در آمريكا انجام دهند و مفتخر به دريافت سيتيزن شيپ شوند. اين آقايي كه اينگونه ملتمسانه به دنبال اين قضيه است، مي‌آيد سرمربي تيم ملي كشور مي‌شود.

وي افزود: تا آنجايي كه ما مي‌دانيم و 30 سال است كه انقلاب شده است يكسري از شعارهاي انقلاب ما برعليه آمريكا بوده است و اين موارد نيز جزئي از معيارهاي نظام بوده است. حالا نمي‌دانم چه شده كه كسي كه عاشق گرفتن امتياز شهروندي از آمريكاست، وي را سرمربي تيم ملي كشور مي‌كنند و صداي كسي هم درنمي‌آيد و هيچ مسوول ورزشي و غير ورزشي وجود ندارد كه به اين مورد اعتراض كند.

مايلي كهن ادامه داد: از آن طرف چه اتفاقي افتاده است كه دوباره يك فردي( افشین قطبی)  را كه نه داراي شناسنامه، گذرنامه و كارت پايان خدمت بوده و نه مربي‌ بوده است از آن طرف دنيا و بعد از 30 سال وارد مملكت مي‌كنند و بيشترين مبلغ قرارداد را نيز به او پرداخت مي‌كنند و يكي از بزرگترين باشگاه‌هاي ايران را در اختيارش قرار داده و بالاترين درجه را به او مي‌دهند.

وي گفت: بعد از مدتي اين آقا منتسب به اخلاق مي‌شود و در حالي كه همسر و دو دخترش را در آمريكا ترك كرده است. بعدها نيز بارها برخلاف قانون ايشان بدون اينكه مهر خروجي روي پاسپورتش بخورد از كشور خارج مي‌شود، آن هم با وساطت. ايشان يك گذرنامه‌اي داشته كه در هلند صادر شده است و براي خروج بعدي از كشور نياز به پايان خدمت داشته است ولي با وساطت، وي از كشور خارج مي‌شده و وارد مي‌شده كه بعد از سه ماه از طرقي كارت پايان خدمت مي‌گيرد و درست يك روز قبل از مسابقات، يكي از بهترين تيم‌هاي اين مملكت را به وي مي‌دهند و هيچ كس هم صدايش درنمي‌آيد.

وي افزود: متاسفانه شبكه‌ي دو در برنامه‌ي ورزش از نگاه دو براي اين آقا نظرسنجي مثبت مي‌گذارد و بعد از آن شبكه‌ي سه در برنامه‌ي 90 يك نظرسنجي مثبت ديگر به دفعات ترتيب مي‌دهد و در عرض مدت كوتاهي وي را به يك قهرمان ملي تبديل مي‌كنند. واقعا نمي‌دانم چه در اين مملكت چه مي‌گذرد. اگر از طريق ديپلماسي ورزشي خواهان رابطه با آمريكا هستند بهتر است بگويند تا همه بدانند.

مايلي‌كهن تاكيد كرد: واقعا نمي‌دانم چه اتفاقي در اين مملكت افتاده است. آيا ديپلماسي ورزشي در كشور در حال انجام است؟ يكي از آقايان ديگر چون اقامت كانادا را دارد، سه سال تا سه سال و نيم پس از المپيك به كانادا مي‌رود و در آستانه‌ي المپيك به عنوان مدير فني يا سرمربي به المپيك مي‌رود. ظاهرا اتفاقاتي در اين مملكت افتاده است. اگر اتفاقي افتاده بگوييد تا همه در جريان باشند.

وي مدعي شد: فردي كه قبلا رييس فدراسيون بوده و خودش از آدم‌هايي است كه بدعت دخالت غير اصولي در روند داوري فوتبال را گذاشته است و مي‌آمده از طريق چند داور نتايج يك مسابقه‌ي خاص را تغيير مي‌داده است و حتي با صراحت نيز پيش از مسابقه تيم برنده را به داوران مي‌گفته است الان همان آقا داد و فرياد مي‌كند و يك صحنه‌ي داوري را در تمام شبكه‌هاي تلويزيوني به جنجالي بزرگ تبديل كرده است. ايشان داوراني داشته كه به آنها دستور مي‌داده كه حتما اين بازي بايد اينگونه به پايان برسد. حالا چگونه است كه اين آقا براي يك پنالتي كه مشخص است عمدي هم نبوده جار و جنجال به راه انداخته است، در صورتي كه وقتي اين آقا از فدراسيون فوتبال مي‌رود داوراني هم كه با او كار مي‌كرده‌اند داوري را مي‌بوسند و از مجموعه‌ي فوتبال بيرون مي‌روند.

مايلي كهن در ادامه ادعاهاي خود افزود: الف- ژ، ش- ر، م-ن، سه داوري هستند كه با آقاي رييس فدراسيون كار مي‌كردند اما، وقتي او از فدراسيون رفت آنها نيز داوري را بوسيدند و كنار رفتند. چرا كه آن قدر افتضاح كاري شده بود كه نمي‌توانستند به داوري ادامه دهند، حالا چه اتفاقي افتاده است كه همين آقا، حالا مديرعامل يكي از محبوب‌ترين باشگاه‌هاي ايران مي‌شود.

وي در ادامه با اشاره به دادگاه تجديدنظر خود به ايسنا گفت: در جلسه‌ي 30مرداد 87 دادگاه، آقاي قاضي با عصبانيت تاكيد مي‌كند كه علي دايي حتما بايد در جلسه‌ي بعدي دادگاه حضور داشته باشد. ما امروز رفتيم تا ببينيم اما، عنوان شد كه نه. ما نگفته‌ايم و ايشان ديروز آمده‌اند! اين يعني‌ چه. اين يعني اينكه ايشان به راحتي به دليل قدرتي كه دارد هر كاري مي‌كند. ببينيد چقدر قدرت وجود دارد كه احترامي هم به دستور قاضي گذاشته نمي‌شود.

مايلي‌كهن افزود: در دادگاه امروز وكيل شاكي تنها حضور داشت و به نظر من اگر وكيل هم نبود تاثيري نداشت، چون كه آقاي قاضي خودشان بيشتر از وكيل داشتند از اين قضيه دفاع مي‌كردند. مستنداتي وجود داشته است. آقاي قاضي خودشان بعضا اشاره مي‌كنند كه شما دفعه‌ي اول تبرئه شديد. من با چه حكمي تبرئه شدم؟ آن زمان من به خبرنگاراني كه مي‌گفتند من برنده شدم گفتم كه دنبال برد و باخت نبوده‌ام. شايد ديگران دنبال برد و باخت بوده‌اند اما، من در اين قضيه به دنبال برد و باخت فوتبال بوده‌ام. به نظر من در فوتبال اوج مردانگي، جوانمردي و معرفت وجود دارد اما، ما نمي‌بينيم.

وي ادامه داد: وقتي در دادگاه مي‌گويم اين استناد به فلان بحثي است كه خود شاكي مي‌گويد من رييس فدراسيون را برداشته‌ام، به من مي‌گويند كه شما نمي‌توانيد به روزنامه استناد كنيد اما، خودشان به روزنامه استناد مي‌كنند و مي‌گويند بعد از جلسه‌ي اولي كه تبرئه شديد در روزنامه‌ها شاكي را قلدر خطاب كرده‌ايد. چطور اينجا به روزنامه استناد مي‌كنند اما، در ادعاي من نمي‌توان به روزنامه استناد كرد.

مايلي‌كهن هم‌چنين درمورد صدور قرار التزام 10 ميليون توماني نيز گفت: در جلسه‌ي امروز وكيل مدافع شاكي آقاي قاضي بود! بلافاصله بعد از جلسه نيز اعلام كردند كه من محكوم هستم. چيزي كه ما ديده‌ايم اين است كه پس از حضور شاكي و متهم و ارايه‌ي اظهارات در يك فرصت مناسب و فرجه‌ي زماني، راي اعلام و صادر مي‌شود اما، در اين جلسه رسما اعلام كردند كه مايلي كهن محكوم است و بعد اعلام كردند اگر وثيقه‌اي داري بگذار اما من گفتم به هر رايي كه دادگاه بدهد تمكين مي‌كنم. اگر قرار است بازداشت هم شوم به دادگاه تمكين مي‌كنم. گفتند كه از شما قبول مي‌كنيم كه خود شما ضامن خودتان باشيد و من نپذيرفتم. چرا كه در خلوتي خودم، خودم را بهتر از هر كسي مي‌شناسم و براين اساس ضامن خودم نمي‌شوم.

وي افزود: در دادگاه گفتم كه اگر قانون هر تصميمي بگيرد به آن احترام مي‌گذارم كه آقاي قاضي گفت جلسه‌ي بعد نيز بايد بياييد كه من نپذيرفتم و خطاب به قاضي گفتم كه شاكي كه قرار بود بنا به دستور شما در اين جلسه حضور داشته باشد، حضور پيدا نكرده است و عنوان مي‌كنيد كه او ديروز آمده است، اگر قرار بوده آشتي به وجود بيايد بايد اين موضوع دو طرفه باشد و در همان جلسه‌ي 30 مرداد مي‌توانست راي صادر مي‌شد. واقعا آدم متاسف مي‌شود كه قدرت در كنار شهرت كه پول هم مي‌آورد، به كجاها ختم شده است كه حتي از فرمان قاضي هم تمكين نمي‌شود و جالب است كه آقاي قاضي نيز مطلبي را كه 26 روز قبل گفته بود، امروز بر عكس آن عنوان مي‌كرد كه الزامي براي حضور شاكي در اين جلسه نبوده است.

مايلي كهن تاكيد كرد: اگر من محكوم هستم طبعا بايد امروز من را بازداشت مي‌كردند.

وي در پايان گفت: استنباط بنده اين است که به دنبال اين بودند كه من مطالبي را كه در برنامه‌ي تلويزيوني اعلام كرده بودم تكذيب كنم اما با عدم تكذيب من پرونده به نوعي مختومه شود كه شاكي در واقع برنده باشد و پس از اين كه پيروزي شاكي اعلام شد، وي به گونه‌اي وانمود كند كه از حقش گذشته ‌است

+ نوشته شده توسط کامران در چهارشنبه 27 شهریور1387 و ساعت 16:52 |

سلام بچه ها. این دفعه خیلی دیر آپ کردم چون هم خیلی سرم شلوغ بود هم چند روز شهرستان بودم و هم چند روز ایران نبودم حالا این عکس ها رو ببینید. فکر کنم خوشتون بیاد

 

 

خب اونایی که اهل روزه گرفتن نیستند یه سری اینجا بزنند  :

 

 

چشم شما راست میگی

 

 

جان ؟!

فکر کنم توالت مخصوص دو قلوهاست !!

 

  

اگه اخمالو هستید ... بسم الله ... اینجا در خدمت شماست ...  !

 

  

ای بابا ...  چرا خالی میبندین؟

راست میگن ؟!

 

 

 

جان ؟!
بخشید اینجا کجاست ؟!

 

 

 

فقط توافقی خواهشا !

خواهر و مادر هم رو به هم ....

.....

....

...

..

.

 نشون ندید !!

 

 

 

میریم سراغ غلط املایی ها  :

 

  

Ferst یا First  ؟

 تازه اومده انگلیسی تایپ کنه یه دفعه فینگلیش شد  !!

 

 

لهجه کجایی بوده که اینجوری خوندن و نوشتن !؟

 

 

 بله کاملا ORIGINAL هست

+ نوشته شده توسط کامران در سه شنبه 26 شهریور1387 و ساعت 17:17 |

اگه المپیک تو ایران بود!

 

طبق اخرین اخبار به علت بسته نبودن جاده مسیر دوچرخه سواری که از تهران تا جمکران بود تا حالا 27 تصادف دوچرخه سواران با ماشین گزارش شده است.

 

نیروی انتظامی اعلام کرد از روز اول شروع المپیک تا حالا حدود 45 هزار بدحجاب و بیحجاب را پس از اینکه به تذکرات توجه نکردند بازداشت کرد و بازداشتها هم چنان ادامه دارد.

 

در پی حضور بوش در مراسم افتتاحیه! ورزشکاران کمپ ایرانی برای اعلام انزجار خود کفن پوشان وارد ورزشگاه شده و در حین عبور شعار مرگ بر امریکا سر دادند. در همین راستا مردم ایران نیز تظاهراتی در گوشه کنار کشور برگزار کردند.

 

به علت نبودن توالتهای عمومی در سطح شهر تهران تا الان 2350 ترکیدگی مثانه و کلیه گزارش شده که پزشکان مشغول مداوای انان هستند.

 

در پی حضور تیم اسرائیل در ایران ، ایران المپیک را تحریم کرد و از شرکت در ان خودداری میکند.

 

در مسابقات شنای زنان از حضور مردان جلوگیری شد و برای اینکه در موقع پخش مسابقه شئونات رعایت شود در اب گرد زغال ریختند تا اب سیاه شده و زنان دیده نشوند! در پی این تصمیم قرار شد که برنده مسابقه به قید قرعه کشی انتخاب شود.

 

در مسابقات پرش با نیزه زنان به علت برگزاری مسابقات در یک مکان بسته و پایین بودن سقف انجا تا اکنون 4 نفر از شرکت کنندگان به علت برخورد با سقف ، به سقف پاشیده شدند و امدادگران مشغول جدا کردن این نفرات با کاردک از سقف هستند.

 

به علت سهمیه بندی بنزین مسابقات اتوموبیل سواری و موتور سواری برگزار نشد.

 

در مسابقه دو میدانی در 100 متر به علت چاله چوله بودن سیر از 10 نفر شرکت کننده یك نفر توانست خود را به 5 متری خط پایان برساند!

 

مسابقات کشتی با گرمکن ورزشی برگزار میشود.

 

در مسابقات اسب سواری ، شرکت کنده ایران به علت نبود اسب مناسب با الاغ شرکت کرد که در پی این اقدام کمیته المپیک این شرکت کنند را به خاطر دوپینگ از مسابقات محروم کرد.

 

پس از برگزاری مسابقات قایقرانی در یکی از رودخانه های رشت بنام گوهر رود تا اکنون 150 نفر از شرکت کنندگان به بیماریهای ناشناخته و اسهال شدید مبتلا شدند. توضیح اینکه فاضلاب رشت در رودخانه گوهر رود میریزد و این رودخانه نیز به نوبه به دریا میریزد.

 

 

به علت نبودن برق، مدت برگزاري مسابقات از 15 روز به 6 ماه افزايش يافت.

 

+ نوشته شده توسط کامران در یکشنبه 17 شهریور1387 و ساعت 16:59 |

The Banana Test Bunch Of Bananas

There is a very, very tall coconut tree and there are 4 animals,
a Lion
Lion, a ChimpanzeeMonkey, a GiraffeGiraffe, and a SquirrelSquirrel, who pass by.
They decide to compete to see who is the fastest to get a banana off the tree.
Who do you guess will win?
Your answer will reflect your personality.
So think carefully . . .. Try and answer within 30 seconds
Got your answer?
Now scroll down to see the analysis.


















If your answer is:

Lion = you're dull.
Chimpanzee = you're a moron.
Giraffe = you're a complete idiot.
Squirrel = you're just hopelessly stupid.


A COCONUT TREE DOESN'T HAVE BANANAS.
Obviously you're stressed and overworked.
You should take some time off and relax!
Try again next year.



yeah, I fell for it too!

+ نوشته شده توسط کامران در جمعه 18 مرداد1387 و ساعت 22:40 |

خاطرات "كريس دي برگ" در ايران

من هنوز ایران هستم و اینجا خیلی خوش میگذرد! من یک کمی هم فارسی یاد گرفته ام مثلاً میدانم که ارواحنا له الفدا یعنی رهبری، معظم له هم یعنی رهبری، قدس الله نفسه هم یعنی رهبری، دامت افاضاته هم یعنی رهبری؛ اصلاً اینجا همه چیز یعنی رهبری! فقط آدم باید یکیشو یاد بگیره! حرف زدن اینها عین حرف زدن عربهاست فقط فحش هایشان فرق میکند! من هنوز رهبرشان را ندیده ام ولی فکر میکنم باید خیلی ورزشکار باشد چونکه در ایران هر روز تمام مردم را میفرستد پیاده روی خانوادگی که ما در امریکا بهش میگوئیم راهپیمائی! قرار است منرا ببرند پیشش برای دست بوس به همین خاطر به من نحوه غسل جنابت و احکام شب زفاف و حکم صیغه یاد داده اند و گفتند احتياط واجب آن است كه ریشت را نزنی! من اول فکر میکردم اینها فقط همین یکدانه امام را دارند تو نگو دوازده تای دیگر هم دارند که تازه یکیش را هم نمیدانند کجاست!

رئیس جمهور اینها خیلی آدم با حالیه و اینقدر مردم ایران را میخنداند که نگو! خیلی هم راحت میشود دیدش؛ فقط لازم است یکجا یک سه پایه و دو تا دوربین بگذاری خودش هرجائی باشد فوری پیدایش میشود! خیلی هم مردم را سرگرم میکند مثلاً خودش پا میشود میرود یک جزیره میدهد به اماراتی ها بعد مردم را میفرستد جلوی در سفارتشان که بگویند چرا جزیره ما را گرفتید! در ایران رئیس جمهورها حتماً باید دو دوره انتخاب بشوند: یک دوره خرابکاری رئیس جمهوری قبلی را جمع و جور بکنند، یک دوره خودشان برای رئیس جمهور بعدی خرابکاری بکنند! عین ما که رئیس جمهورهایمان اول میزنند یک کشوری را خراب میکنند بعدی همانجا را درست میکند و یک کشور دیگه را خراب میکند! احتمالاً آنها نمیدانند که این کار را در کشور خودشان هم میتوانند بکنند! یادم باشه وقتی برگشتم به بوش بگویم اینها را!

دانشجوهای ایرانی خیلی آدمهای مهم و باسوادی هستند؛ هنوز یک ترم درس نخوانده یک چیزهائی میگویند که اینقدر مهم است که آنها را می اندازند زندان! آدمهای موفق ایرانی هم برعکس همه جا هستند؛ اینطوری که در همه جا اگر یکنفر موفق باشد می آید کشورش، اینجا هرکی موفق باشد میرود از کشورش! به گمانم اینکه میگویند انقلابمان را صادر میکنیم همین باشد چون تمام کسانیکه یک چیزی حالیشان است صادر شده اند به بقیه جاهای دنیا! اینها یک مربی فوتبالی داشته اند که همین پریروزا صادر شده به یک کشور دیگه! عینهو مورینیو!

در ایران پلیس حساب همه چیز را از قبل میکند؛ مثلاً بقالی ها را می بندد که خانمها برای خرید بیرون نیایند تا آقایان مزاحمشان نشوند! اصلاً خیلی باحاله! اینها یک پلیس دارند که بلد است از چکمه آدم هم روایت دربیاورد ! تازگیها میرود دم خانه های مردم میگوید میخواهم ببینم چی توی شرکتها هست که خصوصی است و ما نباید بدانیم؟! بعد میگویند اینجا شرکت نیست خانه است میگوید من به هر حال حکم قضائی دارم میتوانم بیایم تو؛ میگویند اگه میخواهی بگردی پس دیگه چرا بهانه شرکت میکنی؟ میگوید اصلاً شما زیاد حرف میزنید بیائید برویم زندان! ازش خوشم آمده خیلی آدم قاطعی است! من فقط یک چیزی را نفهمیدم؛ آن هم اینکه اینجا اگر کسی نماز نخواند از اداره بیرونش میکنند بعد یکی از پلیسهایشان را چون نماز جماعت خوانده بیرون کرده اند! فکر کنم اینجا آدمهای مهم نباید نماز بخوانند! یادم باشه وقتی رفتم پیش آقا ازش بپرسم!

+ نوشته شده توسط کامران در جمعه 18 مرداد1387 و ساعت 22:38 |

 
<-PostContent->
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط <-PostAuthor-> در <-PostDate-> و ساعت <-PostTime-> |